X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

مرتبه
تاریخ : پنج‌شنبه 5 اسفند‌ماه سال 1389

موسیقی هنری است که با روان آدمی آمیخته است و به همین سبب نمی توان طایفه ای از خانواده بشری را به طور کلی عاری از این هنر دانست و بر همین اساس ایرانیان نیز به خودی خود در محدوده این نظریه قرار می گیرند و بی گمان نمی توانند از این شمول کلی مستثنی باشند. به ویژه که ایرانیان با قبایل و اقوام دور یا نزدیک به سامان خود (مانند آشور، فنیقیه، هند، مصر و غیره که واجد انواع موسیقی بوده اند) پیوسته در جنگ و آشتی و داد و ستد بوده اند، دامنه این پیوستگی ها و پیکارها به آنجا می رسد که گاهی اوقات معتقدات قبایل مغلوب دگرگونیهائی در عقاید و اندیشه های مذهبی و هنری پیروزمندان به وجود می آورد، بی دلیل نیست که خدای آشوریان کاملا هم نام و همانند خدای کاسیتی هاست.

گیرشمن نوشته است: «چنانچه در عهدی که ایران از دیگران اقتباس می کرده همچنان به دیگران عاریت می داده است... ایران چنانکه دیدیم شاهراهی بود برای نهضت ملل و انتقال افکار از عهد ماقبل تاریخ به بعد، و در مدتی بیش از هزار سال این وضع مهم را به منزله واسطه و میانجی شرق و غرب حفظ کرد. عمل او عبارت بود از دریافت دانش، توسعه بخشیدن و سپس انتقال دادن.»

فارمر Farmer نوشته است: «نکته مسلم در تعبیه آلات موسیقی، نفوذی که ایران در یونان نمود بیش از تاثیری است که یونان در ایران کرد... هویداست که در ایران انواع «چنگ» وجود داشت در یونان جز «لوره» چیزی نبود، قیتار را نیز یونانیان از همسایگان شرقی خویش اقتباس کرده بودند و به همین سبب آن را قیتار شرقی می نامیدند. از تصویر نوازندگان شوشی که بر بناهای آشوربانی پال نقش شده آشکار است که در تعبیه آلات موسیقی ایرانیان محتاج نبودند که از یونانیان تعلیم بگیرند...»

درست است که ایرانیان با آمیزشها و همبستگیها و پیروزیها و شکستها، به نحو آشکاری از تمدن سایر ملتها بهره گرفته اند ولی نباید فراموش کرد که به همان نسبت نیز (به گفته گیرشمن) ثمر بخش بوده اند.

در تایید این نظریه نوشته اند: «... به علاوه مدارک و آثار تاریخی بسیار و خط تجوید و اصطلاحات فارسی و فنی موسیقی که نقل و تعریف آنها به عربی ممکن نبود، در تاریخ عیسوی راجع به تنظیم سرودهای مذهبی چیزی نوشته اند که خلاصه آن این است: در قرن پنجم میلادی دو نفر ایرانی برای یاد دادن سرودهای مذهبی به میلان می روند، آهنگهایی که این دو نفر در کلیسا تنظیم کرده بودن به طوری موثر بوده که «سنت اگوستن» هنگام شنیدن آنها اشک از چشمانش روان گردیده است.»

مولف لاروس موسیقی نوشته است: «ثبت صداها به صورت الفبایی از طریق ایران و مصر و جزایر اژه به یونان رسیده است.»

بر خلاف آنچه که گفته اند «مصدر علم موسیقی یونان است» مولف لاروس موسیقی معتقد است که : «هندیها و ایرانیها نخستین مللی هستند که برای ثبت ادعیه و الحان خود علامتهایی ابداع کرده اند. نوت نویسی سرودهای «ودا Veda» با علائم عددی و چگونگی نشان دادن تاکیدها و تکیه ها (آکسانها)ی هر هجا یکی از قدیمی ترین نوع ثبت اصوات و الحان به شمار می آید... تلفیق موسیقی با کلام و نامگذاری اصوات مانند سا (SA)، ر (RE)، گا (GA)، ما (MA)، دا (DHA)، و نی (NI) می تواند مقدمه ظهور و بروز (سلفژ) در هند به حساب بیاید... این ابداعات از طریق مشرق زمین (ایرانیان و اعراب) به اروپاییان شناسانده شده است.»

نباید فراموش کرد که بسیاری از نوشته های پرارزش ایرانیان در یورشها و آتش سوزیها و فتنه ها منهدم و مضمحل شده است و چه بسا که در تغییر حکومتها آثار هنری و صنعتی پیشینیان یکسره محو گردیده است، بی سبب نیست که حتی در شاهنامه فردوسی نیز از اشکانیان و حکومت چهارصد و هفتاد و شش ساله آنها سخنی بسزا نرفته است.

باستان شناسان بر این اعتقادند که تمدن ساکنان دوره اول سیلک Syalk کاشان تمدن اولیه نیست بلکه تمدن آدمیانی است که پس از قرنها چادرنشینی و صحرا گردی به فکر ساختن خانه های گلی افتادند و پس از چندی از دوران سرگردانی به عصر کشاورزی و پیدایش سفال و پرورش دام رسیده اند، این آدمیان تشکیل جامعه و حکومت داده و اشیاع و ابزارهایی ساخته و اعتقاداتی پیدا کرده و برای دفع شر، سلاحهایی درست کرده و برای شادی و نشاط خود و یا جلب رافت خدایان خویش وسایلی برانگیخته و رقص ها و آوازها و سازهایی ابداع کرده اند.

به دست آمدن یک قطعه از ظروف سفالی از تپه سیلک کاشان که بر روی آن زنانی نقش شده است که به پایکوبی مشغولند و مربوط به عصر پیش از تاریخ است نشانه ای است بر وجود موسیقی بزمی در آن روزگاران. بنیاد این رفص ها بر وزن (ریتم) استوار بوده و سازهایی که به کار می رفته احتمالا از نوع سازهای ضربی (یا کوبه ای) مانند چغانه، طبل، دست برنجن یا پا برنجن بوده است.

چند مهر استوانه ای از تپه گیان شهر نهاوند به دست آمده که بر روی یکی از آنها تصویر کسی نقش شده که مشغول رقصیدن است. در دست او آلتی است که می توان آن را به نوعی چغانه کوچک یا زنگوله های خاص رقاصان آن اعصار تعبیر کرد. این مهر و این نقش مربوط به سه هزار سال قبل از میلاد مسیح است.


طبقه بندی:
ارسال توسط ---

قالب وبلاگ