X
تبلیغات
نماشا
رایتل

مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1389

آنچه اقوام آریائی را در هزارة دوم ق م ازتمامِ اقوام جهانِ باستان متمایز می کند این است که آنها برخلاف دیگر اقوام جهان هیچگونه عقاید بت پرستانه نداشتند بلکه خدایانشان عموما ذاتهای مجرد آسمانی بود که ما آنها را «مظاهر طبیعت» می نامیم. مهمترین خدایان آریائی خورشید و ماه و سیارات و آذرخش و طوفان بودند و معمولا با القاب دیوا و اسورا مورد ستایش قرار میگرفتند . وارونا (اورانوس= فلک) میترا (فروغ خورشید )، اناهیتا (ناهید/ زهره)، ورهران (بهرام/ مریخ)، خشاتریا (تیر/ عطارد)، ایندِرا (نیروی آذرخش)، وایو (نیروی طوفان )، آتور (آذر/ نور و حرارت )، آگنی (آتش سوزنده ) معروفترین خدایان اقوام آریائی بودند . هرکدام از این خدایان بنا بر تأثیری که برزندگی انسانها داشتند به شکلی مورد پرستش قرار می گرفتند . همة خدایان اقوام آریائی ذاتهائی آسمانی تلقی میشدند که در پدیده های طبیعی تجلی یافته بودند تا دنیا را به نیروی خویش اداره کنند، و عقیده برآن بود که همه ازلی اند.

مهمترین خدای ایرانیانِ باستان میترا بود . میترا یا مهر درزبان ایرانی یک صفت مجرد بود و به همان مفهومی به کار میرفت که امروز به کار میرود: «دوستی»، «محبت»، «رحم». واژه مهربان از همین صفت مجرد است به معنای کسی که نگهدارنده «مهر» است و تا به امروز در زبان محاوره استفاده می شود. میترا خدای روشنگر و حیاتبخش و مهرآفرین بود که تجلیات حیات و بیداری و حرکت و فعالیت را ازاو میدانستند و بنا برعقیده آریائیان همة خوشیها و لذتها از او ناشی میشد، همه روزه برجهان میتابید تا انسان و جانور وگیاه به زندگی شان ادامه دهند. تغییر فصول وآمدن بهار و تابستان و پائیز و زمستان و فعالیتهای ناهید برای ریزش باران و جاری شدن رودها و رویش میوه ها ودرختان را ازاو می دانستند. میترا تجسم رحم و محبتِ عام و مطلق بود . او برجهان میتابید، همه جا را روشن میکرد، پرتوش به همه جا میرسید، و با گردش روزانه اش تغییر فصول و تبدیل چهره طبیعت را ایجاد می کرد. تغییراتی را که به بار می آورد برای همه مخلوقات و برای همه انسانها بود و شامل تمامی نیکان و بدان میشد . او به هیچ موجودی کینه نداشت و رحمت او شامل همه آفریدگان می شد. در «مهریشت» آمده که انسانهایی که میترا را می ستایند، اگر مانند میترا عمل کنند، ستایندگا ن راستین مهر هستند، ولی اگر اعمالشان همچون میترا نباشد ستایندگان دروغین میترایند، و بجای آنکه نیک کردار باشند بدی میکنند و بجای آنکه مهرورز باشند خشم آورند و بجای آنکه به پیمانها وفاداری کنند پیمان شکن اند و بجای آنکه نسبت به مخلوقات خدا محبت بورزند کینه می ورزند. اینها درظاهر اعمالشان ستایشگرانِ راستین به نظر میرسند ولی قلبشان از راستی و نیکی و عدالت دور است . در اینجا میترا با صفت «ام الفضایل» (منبع فضیلتها) توصیف شده است؛ وکسی که میترا را میستاید باید مثل میترا مجموعه فضایل باشد و از تمامی رذایل دوری کند و همانگونه که میترا به تمامِ آفریدگانِ اهورامزدا نظر لطف دارد بر همه می تابد و فصول سال را برای تمامی موجودات می آورد، انسان نیز باید به تمامی آفریدگانِ اهورامزدا مهر بورزد و مهرورزی اش شامل همه کس و همه چیز باشد. ما کدام دینی را سراغ داریم که اصول اخلاقی تا این حد در نماز و نیایشِ آن جا داشته باشد، و نیایش درآن تمرینِ نیک بودن انسان و تمرینِ کسبِ فضایل باشد؟ . اما میترا دردین ایرانی- و درمهریشت - نه آفریدگار بلکه آفریده اهورامزدا است و درنخستین عبارات مهریشت از زبان اهورامزدا اینگونه از مهر یاد می شود: آنگاه که من میترا را آفریدم، میترا که برچراگاههای گسترده حاکم است و ستودنی و نیایش شدنی است همانگونه که من خود ستودنی و نیایش شدنی ام. اناهیتا ایزدِ بارندگی و رویش و زایندگی بود که به اراده و تدبیرش باران می بارید و رودها به جریا ن می افتادند و گیاهان می روئیدند و زنان و جانورانِ ماده آبستن می شدند و حیات انسان و حیوان وگیاه ادامه می یافت . رحمتِ اناهیتا نیز شامل تمامی موجوداتِ زنده می شد و به همین دلیل ستودنی بود. یعنی اناهیتا نیز برای ایرانیان یک ذاتِ مقدس بود که انسان وظیفه داشت خودش را مانند او کند، و مثل او همه کس و همه چیز را دوست داشته باشد و برکاتش به همه کس و همه چیز برسد. خشاتریا خدای جنگاور و نیروبخش بود که فنون نبرد را یاد میداد، و به مردم می آموخت که جنگ افزار بسازند و برای دفاع ازخود و افراد جامعه دربرابر تجاوزهای دشمنان ازآن استفاده کنند. همچنین به رهبران یاد میداد که چگونه امور جامعه را تنظیم و جامعه را اداره کنند. آذر خدای حرارت وگرمی آفرین بود که درسرمای زمستان خانه را گرم می کرد تا انسان از یخ زدگی نمیرد، و خانه را ازآسیب جانواران موذی که ساخته اهریمن بودند در امان نگاه می داشت، زیرا هرجا آتش روشن بود این جانوران موذی جرأت نمیکردند به انسان نزدیک شوند، و این همه ازقدرت آتش بود که نیروهای اهریمنی ازآن میترسیدند و به او نزدیک نمیشدند. بعلاوه آتش چون انسان را دوست داشت گوشت جانوران را با حرارتش می پخت تا انسان بخورد و لذت ببرد.




طبقه بندی:
ارسال توسط ---

قالب وبلاگ