X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1389

شبی هنگام خواب، صاحب خانه متوجه دزدی شد که وارد خانه شده است. صاحب خانه با زیرکی و به دروغ، به همسرش گفت مقداری پول در چاه داخل حیاط پنهان کرده ام تا از دست دزدان در امان باشد، دزد ک صدای صاحب خانه را شنید فریب او را خورد و خوشحال به داخل چاه رفت. سپس صاحب خانه به زنش گفت خانم چون هوا خیلی گرم است، امشب رختخواب را در حیاط روی در چاه پهن کن. دزد که به دنبال یافتن پول به داخل چاه رفته بود هنگامی که از یافتن پول ناامید شد خواست که از چاه بیرون بیاید اما دید که صاحب خانه روی در چاه خوابیده و به همسرش وعده خرید طلا می دهد و می گوید برای تو چنین و چنان می کنم. دزد از داخل چاه بلند فریاد زد، آهای زن صاحب خانه، من با طناب شوهرت به چاه رفتم، اما تو مواظب باش با طناب او در چاه نروی. به این ترتیب دزد به دام افتاد.




طبقه بندی:
ارسال توسط ---

قالب وبلاگ