X
تبلیغات
رایتل

مرتبه
تاریخ : دوشنبه 1 فروردین‌ماه سال 1390

سفر طولانی شطرهج از چین آغاز شد. از هند و ایران مصر و آندلس گذشت و طی جنگهای صلیبی به اروپا راه پیدا کرد. طبق روایتی دیگر، شطرنج پس از اختراع در چین به رومیان رسید و عربها در جنگهای صدر اسلام آن را از رومیان آموختند. اما آنچه مسلم است، ایرانیان قبل از اعراب شطرنج را می شناختند.

به گفته ائوپولد دوسوسور، شطرنج را چینیان در قرن دهم قبل از میلاد اختراع کردند و پادشاهان چین به آن عشق می ورزیدند. برخی آن را به هانگ شنگ حاکم چینی منصوب کرده اند. او شطرنج را طی محاصره شهر شن سی در اردوگاه خود اختراع کرد تا سربازانش را در زمان محاصره طولانی سرگرم نگه دارد و آن را «جوک-جو-هانک-کی» نامید که به معنای «دانش جنگ» است.

برخی از مورخان شطرنج را به صصه بن داهر هندی نسبت می دهند که در اوایل قرن ششم میلادی زندگی می کرده است. گفته می شود که او شطرنج را پس از اختراع نرد توسط یکی از پادشاهان ساسانی اختراع کرد و آن را به درگاه خسرو ایران عرضه کرد. پادشاه ساسانی خواست تا به او پاداشی دهد و از او خواست که تقاضایش را بیان کند. صصه درخواست دانه ای گندم کرد و آن را در اولین مربع صفحه شطرنج قرار داد. سپس از پادشاه خواست که در مربعهای بعدی هر بار به تعداد 2 برابر دفعه قبل گندم قراردهد تا مربع آخر. پس از محاسبه معلوم شد که مقدار گندم مورد تقاضای حکیم نه تنها از محصول گندم یک سال هندوستان بیشتر است، بلکه تمام محصول گندم کره زمین نیز کفاف نمی دهد!

یعقوبی فضائل کشور هند را سه چیز می داند: کلیله و دمنه، شطرنج و 9 عدد تشکیل دهنده اعداد حسابی. در سال 1759 اویلر، ریاضیدان سوئیسی، مسئله ای را مطرح کرد که حکمای برهمن هند آن را دو هزار سال پیش بیان کرده بودند و آن حرکت دادن یک اسب در 64 خانه شطرنج بوده به نحوی که از هر خانه بیش از یک بار عبور نکند و در نهایت به خانه ای که از خانه اول تنها یک حرکت فاصله دارد برگردد. صفی الدین حل این مسئله را در دیوانش به صورت شعر درآورده است!

عده ای معتقدند شطرنج و نرد در مقابل هم و بر اساس بحث جبر و اختیار به وجود آمده اند. آنها می گویند نرد نشان دهنده قهری بودن افعال انسان است و این خداوند است که بر کارهای انسان تواناست. نرد را به مثابه زمان و مکان در نظر گرفته اند و 30 مهره آن را روزهای یک ماه، و این 30 مهره را بر اساس نقصان و پر شدن ماه به دو قسمت کرده اند. مهرهای سیاه نشانگر شبها و مهره های سفید روزهای هر ماه هستند. تعداد خانه ها را نیز به تعداد ساعات شبانه روز و 24 ساعت قرار داده اند تاسها نشانگر اقسام سه گانه زمان (گذشته، حال و آینده) و تعداد سطوح هر تاس مبین جهات شش گانه یعنی چپ، راست، جلو، عقب، بالا و پایین هستند، و جمع دو عدد در دو سطح مقابل همدیگر در تاس برابر با روزهای هفته یعنی 7 است (1 در مقابل 6، 2 در مقابل 5، و ...). زمانی که بازیکن تاس می اندازد مجبور به قبول سرنوشتی است که برایش معین شده و این جبر است. مخترعین شطرنج، جبر را به توان حرکت هر مهره در شطرنج و قراردادهای وضع شده تشبیه نموده اند و اختیار را به تیزهوشی و درایت فرد مربوط می دانند. یعنی قدرت و اختیار بنده بر قدرت خداوند افزوده می شود و به موفقیت و پیروزی می انجامد. آنها شاه را به نفس، وزیر را به عقل و رخها را به جناحهای دو طرف لشکر تعبیر می کنند. آنگاه فیلها و اسبها را در این میان قرار داده اند و سربازان را به مثابه مردان پیاده گسیل نموده اند و برای هر مهره بر حسب قدرت و اختیارش حرکتی وضع کرده ند. در این بازی، پیروزی با اسارت شاه به دست می آید هر چند وزیر (عقل) و رخها (جناحین) و بقیه مهره ها زنده باشند. از سوی دیگر، شاه (نفس) بدون وزیر (عقل) و سایر مهره ها قادر به هیچ کاری نیست.

شطرنج در زمان خسرو انوشیروان از هند به ایران آورده شد. در شاهنامه می خوانیم که پادشاه هند سفرای خود را برای عرضه شطرنج به حضور خسرو فرستاد. هیچ کدام از اطرافیان انوشیروان موفق به گشودن رمز آن نشدند مگر بزرگمهر وزیر انوشیروان که به از رمز آن آگاه شد. ایرانیان نام سانسکریتی شطرنج یعنی «جانورانگا» را حفظ کردند که به معنای چهارپاره و یا چهار عضو است. اما اسامی مهره ها و تاکتیکهای حرکتی عوض شد، مانند شاه، وزیر (فرزین)، اسب (حصان)، قلعه (رخ)، سرباز (بیدق) و یا پیاده و پیل (فیل) و برای تهدید شاه اصطلاحات شاه و شهمات وضع شد که این دو اصطلاح آخری ریشه کیش و کیش و مات امروزی در زبان فارسی کیش و کیش مات عربی و check و checkmate انگلیسی است.

در مورد آشنایی اعراب با شطرنج، به نظر می رسد که شطرنج پس از فتح ایران به دنیای اسلام وارد شد. از این رو عده ای احادیثی را که درباره تحریم شطرنج به پیامبر نسبت داده می شود صحیح نمی دانند. زیرا شطرنج تا زمان عمر خلیفه دوم در میان اعراب رواج پیدا نکرده بود، اما مدارک بسیاری در دست است که برخی از صحابه و تابعین با شطرنج آشنا بوده اند. ابن عباس آن را جایز می دانسته و همچنین ابوهریره، و هشام بن عروه و دخترانش (صفیه و عایشه و عبیده) در شطرنج سرآمد بودند.

در دوره عباسیان شطرنج گسترش زیادی پیدا کرد. در آن زمان شطرنج را بر روی پوستی قرمز رنگ به شکل مربع بازی می کردند. سپس شکلهای دیگری مانند مستطیل و دایره به وجود آمد. اولین حرکات را در شطرنج (حدود 10 حرکت اول) «تعبیه» به معنی «تاکتیک شروع» می نامیدند و هر تاکتیکی نام مخصوص به خود را داشت و هر شطرنج باز در به کارگیری یکی از این تاکتیکها معروف بود. در آن هنگام وزیر مهره ضعیفی بود که به صورت ضربدر و فقط به اندازه یک مربع ضربدری از خانه ای می گذشت و در خانه بعدی قرار می گرفت. سرباز تنها به اندازه یک خانه پیش می رفت و سایر حرکات مانند حرکات امروزی بود. در زمان هارون الرشید شطرنج به اوج شکوفایی خود رسید. امین پسر رشید نیز به شطرنج علاقه زیادی داشت و در هر سوی کشور افراد نابغه در شطرنج را می یافت و آنها را غرق در عطایا می کرد و بهترین ساعات عمر خود را هنگامی می دانست که به بازی شطرنج مشغول بود. در عهد مامون برای اولین بار القابی برای شطرنج بازان وضع شد که از جمله آنها لقب «عالیه» بود. شمار کسانی که دارای این لقب بودند در هیچ زمانی از 3 نفر تجاوز نکرد و گاهی تنها یک نفر این لقب را داشت. در آن زمان شطرنج به حدی رواج یافت که به صورت جزئی از حیات عامه درآمد و به نماد تمدن آن دوران تبدیل شد.

دی پاسترو در کتابی که راجع به شطرنج تالیف کرد (پاریس، 1853) یادآور شد که در کتابخانه ملی پاریس یک قطعه از عاج به ارتفاع 16 سانتیمتر فیلی را نشان می دهد که هودجی را حمل می کند و بر آن هودج شاه یا ملک یا مهاراجه می نشیند و در اطراف هودج 8 سرباز ایستاده اند و فیل با خرطومش در حال ضربه زدن بر سوارکاری است. در کنار فیل سوارکار دیگری بر روی زمین افتاده است. به نظر می رسد که این مجسمه ها نشان دهنده شطرنجی هستند که هارون الرشید آن را به شارلمانی، امپراطور فرانسه و آلمان آن روزگار اهدا کرد. بر روی مجسمه با خط کوفی نوشته شده است: کار یوسف الباهلی.

با سقوط بغداد به دست مغولان، مرکز شطرنج از بغداد به مصر و شام و از آنجا به آندلس و جنوب اروپا منتقل شد. در این دوران شطرنج به خصوص در میان مسلمانان شمال افریقا رواج داشت. از ویژگیهای شطرنجبازان این دوران غایب بازی (غایبانه) بود. این شیوه از سالها قبل در میان مسلمانان مرسوم بود و در این دوران به اوج خود رسید. در مصر شطرنج بازی به نام علاء الدین قیران به طور همزمان با دونفر به صورت چشم بسته (غایب بازی) و با نفر سوم به صورت رودروبه بازی می پرداخت و هر سه را شکست می داد. از شمال افریقا شطرنج به اسپانیا و ایتالیا راه پیدا کرد و بعدها جای خود را در کشورهای اروپایی باز کرد.




طبقه بندی:
ارسال توسط ---

قالب وبلاگ