X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 10 فروردین‌ماه سال 1390


هرودوت می گوید: ایرانیان بر خلاف ما یونانیان ( 484 پیش از میلاد مسیح ) عقیده به چند خدا بودن دنیا ندارند. در نتیجه معابد و منابر مختلف برای خدایان نیز ندارند. آنها پرستش چندین خدا را که در مصر و یونان امری رایج است، مایه حماقت می دانند. به اعتقاد من این تفکر از آنجا سرچشمه می گیرد که ایرانیان خدا را مانند ما دارای جسم نمی دانند. عقیده ما بر وجود خدا و اثبات آن وجود جسم مادی آن است ولی آنها خلاف این می اندیشند. پس خدا پرستی آنها با ملتهای دیگر متفاوت است. موبدان ایرانی برای ستایش از خدای خود بر فراز تپه های بلند می روند و از آنجا به درگاه خداوند ( ژوپیتر ) حیواناتی را به عنوان قربانی نثار می کنند.

از این رو ایرانیان به جای پرستش چندین خدا به آفریده های خدا که مایه به روزی آنان گشته است هدایایی را نثار می کردند. برای نمونه ایرانیان برای سپاسگذاری از

خورشید، مایه روشنی دهنده زندگی

آب، مایه نجات و حیات جهان

آتش، مایه قدرت , نور اهورامزدا و گرمابخش

خاک، مایه چرخش زندگی و کشاورزی

ماه، نماد مهر و بزرگی خداوند

هدایایی را نثار می کردند و سپاس خود را از خداوند خودشان به جای می آورده اند. ایرانیان برای هر بزرگی و نعمتی که از طرف خداوند ( اهورامزدا ) به آنان داده شده بود نگهبانی ( ایزد ) را در ذهن خود بوجود آورده بودند تا او را مامور نگهداری و پاسداری از این نعمت الهی کنند. برای نمونه آناهیتا نگهبان و پاسدار آب بود. او را ایزد روشنایی و آب می دانستند و در هنگام قحطی و خشکسالی از او می خواستند تا آب را به رویشان گشوده کند. این نگهبانان را آنان از طرف اهورامزدا می دانستند و او را گرامی می داشتند. هرودوت می گوید از آن جهت شاهنشاه کمبوجیه فرزند کورش بزرگ در اواخر عمر خود دیوانه شده بود ( از نظر او ) زیرا که وی به خدای مصر توهین کرده بود. هرودوت می افزاید روزی در مصر هلهله بر پا شد و کمبوجیه شاه تمامی نواحی آنجا بود. شاهنشاه پرسش کرد که این همه صدا و آشوب برای چیست ؟ ماموران شاهنشاه پاسخ دادند: خدای مصر وارد شهر شده است. کمبوجیه متعجب ( زیرا ایرانیان خدا را فاقد جسم ومادی می دانستند ) پرسید: مگر خدا را می توان دید؟ پس برویم و خدا را از نزدیک ببینیم. در حالی که به دروزاه شلوغ شهر رسیدند با گاوی بزرگ و قوی روبرو شدند که مردم او را پرستش می کردند. کمبوجیه خشمیگن شد و خنجری را با قدرت به گاو زد و آن را کشت و با صدای بلند فریاد زد این چه خدایی است که با خنجری کوچک ازپای در آمده. هرودوت به این جهت که شاهنشاه ایران به یک گاو که خدای مصریان بوده توهین کرده است به او لقب دیوانه داده و در بسیاری از کتابها با مرجع گرفتن از هرودوت کمبوجیه را دیوانه نامیده اند. جای بسیار شگفتی است که شاهنشاهان ایران در نخستین زمانهای تاریخ که بشریت در جهل و حماقت قوطه ور بوده اند از دانشی شایسته ایرانی و خردی نیک برخوردار بودند. ولی اقوامی متجاوز به نام تازی سرنوشت این ملت کهن را دگرگون کردند و به سیاهی کشاندند. سپاه تازی که به نام خدا به کشور کهن ما یورش آورد به این بهانه که ایرانیان کافر – مجوس و گبر هستند توانست این یورش شرمگین تاریخ بشریت را سرپوش بگذارد. حال که تاریخ قضاوت می کند و دنیا به روشنی فریاد می زند ایرانیان باستان نخستین مردمان یکتا پرست بشریت بوده اند وظیفه ما چیست؟ آری میلیون ها ایرانی به دست تازیان کشته اسیر و برده شدند فقط برای آنکه آنان قصد کشور پهناور و سرزمینهای سرسبز و کهن ایران را کرده بودند و هیچ بهانه ای برای این یورش ننگین در لوای نام خدا وجود نداشت جز آنکه تهمت کافر بودن و مجوس را به مردمان نیک اندیش ایران ما بزنند. 

 

منبع: کتاب آداب و رسوم ملت ایران در هفت هزار سال پیش (ارشام پارسی) 

 




طبقه بندی:
ارسال توسط ---

قالب وبلاگ