X
تبلیغات
نماشا
رایتل

مرتبه
تاریخ : پنج‌شنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1390
فردوسی پس از سرودن هجانامه (اختلاف عقیده مذهبی و نژادی فردوسی و سلطان محمود غزنوی) موفق شد یک نسخه از هجانامه را به وسیله دوستانی که در دستگاه سلطنت محمود غزنوی داشت مخفیانه به آخر شاهنامه موجود در کتابخانه سلطنتی اضافه نماید و بعدها خطاطان به منظور تکثیر و توزیع نسخه ها هجانامه آخر شاهنامه را نیز می نوشتند. هر کس شاهنامه را مطالعه می کرد چون مکرر به مدح و ستایش از سلطان محود غزنوی برخورد می کرد سلطان را که مشوق فردوسی در تنظیم شاهنامه شده بود، از جان و دل تحسین می کرد و بر آن همه عشق و علاقه به تاریخ و ادب ایران آفرین می گفت!

بی خبر از اینکه شاهنامه آخرش خوش است. زیرا وقتی که به آخر شاهنامه می رسید و منظومه هجانامه را در آخر شاهنامه می خواند تازه متوجه می شد که محمود غزنوی نسبت به سسلطان ادب و ملیت ایران تا چه اندازه ناجوانمردی و ناسپاسی کرده است. به همین دلیل هر کس در گذشته شاهنامه را می خواند قبلا به او می گفتند تا زمانی که کتاب را به پایان نرسانده در قضاوت نسبت به سلطان محمود غزنوی عجله نکند زیرا شاهنامه آخرش خوش است یعنی در آخر شاهنامه است که فردوسی محمود غزنوی را به خواننده کتاب می شناساند و با این قصیده هجاییه حق ناسپاسی و رفتار توهین آمیز را در کف دستش می گذارد.




طبقه بندی:
ارسال توسط ---

قالب وبلاگ